ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
437
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بود به خانه بردند و پس از چند روز درگذشت . اين واقعه در آخر ذو الحجهء سال 568 بود . نجم الدين مردى نيكوكار و بخشنده بود . به علما و فقرا احسان مىنمود و ما در باب آغاز كار او پيش از اين سخن گفتيم و اللّه ولى التوفيق . استيلاى قراقوش بر طرابلس غرب قراقوش از موالى تقى الدين عمر بود و تقى الدين عمر برادرزادهء صلاح الدين بود . قراقوش به سببى مورد خشم سرور خود واقع شد و خشمگين از نزد او به مغرب رفت و در جبل نفوسه از نواحى طرابلس غرب فرود آمد و در آنجا به دعوت براى موالى خويش پرداخت . در جبال نفوسه مردى به نام مسعود بن زمام معروف به بلاط [ 1 ] به او پيوست . او از امراى بنى رياح از هلال بن عامر بود . او از اطاعت عبد المؤمن امير موحدين سر برتافته و با قوم خود از مغرب و افريقيه به اين ناحيه دور دست آمده بود . قراقوش او را بديد و به اظهار دعوت به خاندان ايوبى فراخواند . او نيز اجابت كرد و با او به طرابلس رفت . قراقوش شهر را محاصره كرد و بگشود سپس زن و فرزند خويش را در قصر آن جاى داد . سپس بر قابس كه در آن سوى طرابلس است استيلا يافت . و بر توزر و نفطه و بلاد نفزاوه از افريقيه دست يافت و اموال بسيار به دست آورد . ذخاير خود را در شهر قابس جاى داد و در اثناء اين احوال شهرها در اثر غلبهء عرب بر آنها ويران گرديد و مردم را يارى دفع و منع ايشان نبود . آنگاه هواى تصرف سراسر افريقيه در سرش افتاد . سپس دست به دست يحيى بن غانيهء لمتونى از شورشگران آن ناحيه داد و آن دو را در آن ناحيه آثارى است ، كه در اخبار دولت موحدين آمده است . عاقبت اين غانيه بر آنچه در آن بلاد گرفته بود غلبه يافت و او را - چنان كه در اخبارشان آمده است - بكشت . و اللّه اعلم . استيلاى شمس الدوله [ 2 ] توران شاه بن ايوب بر نوبه سپس بر بلاد يمن صلاح الدين و خاندانش از نور الدين محمود سخت بيمناك بودند . از اين رو همواره قصد بلادى مىكردند كه از مصر دور باشد تا اگر در مصر بر ايشان حوادثى پيش آيد به آنجا روند . يكى از اين بلاد دور دست يمن بود و يكى بلاد نوبه . شمس الدوله توران شاه بن ايوب ، برادر بزرگ صلاح الدين لشكر به نوبه كشيد و در سال 568 يكى از قلعههاى مرزى را محاصره كرده بگرفت و چون ديگر شهرهاى نوبه را بررسى
--> [ ( 1 ) ] متن : بلط . [ ( 2 ) ] متن : نور الدين .